محمد جواد مغنية ( مترجم : مصطفى زمانى )

99

شيعه و زمامداران خودسر ( فارسى )

ننشسته بود ، كه ابن عاص مشغول بدگوئى بامير المؤمنين ( ع ) شد و گفتار او را عبد اللّه و معاويه ميشنيدند . رنگ عبد اللّه تغيير كرد و لرزه بر اندامش مسلط گرديده ، مهياى مبارزه شد ، سپس آستين خود را بالا زده و خطاب بمعاويه كرد : « تا كى از دست تو عصبانى باشيم ؟ ! تا چه اندازه با بىادبى و حرفهاى نامربوط و اخلاق پست تو بسازيم ؟ ! خدا مرگت را برساند ، آيا كردار ناپسند خود را دربارهء كشتن مسلمين فراموش كرده‌اى ؟ ! آيا فراموش كرده‌اى كه با امير المؤمنين ( ع ) جنگيدى ؟ ! مدت گمراهى تو طول كشيده ، اكنون به راه حق بازگشت كن ! در ظلمات ظلم و جنايت گرفتار شده‌اى ، به راه راست هدايت شو اگر دست از روشت برندارى ، ما كثافتكاريهاى تو را آفتابى ميكنيم » . « آنگاه كه ما با يكديگر نزديك ميشويم دست از بدزبانى خود بردار ، و هرگاه بخلوت ميروى هرچه ميخواهى بگو ، خدا سزاى تو را ميدهد . » معاويه ميخواست نور خدا را با زبان لعن و مذمت خاموش كند ، ولى محال است نور خدا خاموش گردد گرچه مشركين اكراه داشته باشند ولى نور خدا تكميل ميگردد امام ( ع ) برحمت ايزدى پيوست ولى معاويه بلعن و بدگوئى خود مشغول بود ، و تاريخ چرخى زد و امام را در نظر همه مردم در رديف انبياء قرار داده و پيش بعضى بمقام خدائى رساند ، ولى نام معاويه ، در ميان جلادان ملتها و خونخواران ثبت گرديد ! ! حسن بصرى گفت : چهار عمل بود ، كه معاويه انجام داد ؛ و هركدام براى عذاب او كافى بود : 1 - بوسيله عده‌اى از اخلالگر سفيه خلافت را بدون مشورت با دانشمندان و صحابه كه در ميان مردم بودند ربود . 2 - فرزند مست حريرپوش و طنبورزن ، و شرابخوار خود يزيد را وليعهد خود ساخت ! 3 - در صورتى كه رسولخدا ( ص ) فرموده است اولاد از صاحب فراش ( شوهر قانونى ) است معاويه زياد را برادر خود نمود . 4 - كشتن حجر : زيرا كشتن وى و ياران او عذاب دردناكى براى معاويه بوجود آورد .